→ سعید عاشوری · رزومه EN

پیشینه

داستان زندگی هر کس، نزدیک‌ترین پیش‌بینی‌ناپذیری است که وجود دارد

سعید عاشوری

سعید در لول ۱سعید در لول ۲سعید در لول ۳سعید در لول ۴سعید در لول ۵LV ۱
  • مهندسی۱۲
  • ثروت۱۰
  • شخصیت۲۰
  • مدیریت۱۰
  • سلامت۳۰
  • شبکه۱۵

لول ۱

شاگرد تنها

۱۲–۱۵ سالگی

همراه‌ها هیچ‌کس، این دوره را تنها گذراند

۱.۱

بهترینِ هر جا

کلاس زبان و درس مدرسه همه‌ی روزهایم بود. همان موقع یک قاعده برای خودم گذاشتم و هر جا بودم، می‌خواستم بهترینش باشم.

مهندسی +۲شخصیت +۳

پایه‌ی درسی · انگیزه‌ای که بعدها همه‌جا با من ماند

۱.۲

تنها در جمع

در مدرسه‌ای درس می‌خواندم که بیشتر بچه‌هایش از خانواده‌های مرفه بودند. جایی در آن جمع نداشتم و تنهایی را با درس پر کردم.

شخصیت +۱

روی پای خود ایستادن

۱.۳

قلک پنهان

پول توجیبی‌ام را جمع می‌کردم و وقتی به عدد خوبی می‌رسید، بی‌صدا سر جایش برمی‌گرداندم. فکر می‌کردم این‌طوری بار خانواده سبک‌تر می‌شود.

ثروت +۲شخصیت +۲

اولین درک از پول · مسئولیت

۱.۴

انسان کامل

کتاب فلسفه و داستان می‌خواندم و به این فکر می‌کردم که انسان کامل کیست. جواب‌هایی که آن موقع برای خودم پیدا کردم، هنوز با من است.

شخصیت +۳

ریشه‌ی فلسفه‌ی شخصی

۱.۵

دروازه‌بان

دویدن و شنا را دوست داشتم، ولی در فوتبال دروازه‌بان خوبی از آب درآمدم و تا مسابقات منطقه‌ای رفتم.

سلامت +۴

۱.۶

مچ شکسته

در همان مسابقات مچ دستم شکست و دوران دروازه‌بانی تمام شد.

سلامت −۲

لول ۲

مدعی

۱۵–۱۸ سالگی

همراه‌ها خانواده، همیشه پشت صحنه

۲.۱

مدرسه‌ی تازه

در آزمون تیزهوشان رتبه‌ی خوبی نیاوردم و به مدرسه‌ای معمولی رفتم. همان‌جا برای اولین بار یاد گرفتم با آدم‌ها ارتباط بسازم.

شبکه +۵

۲.۲

انتخابات شورا

نامزد شورای دانش‌آموزی شدم و نفر دوم شدم.

مدیریت +۳شبکه +۱

اولین تجربه‌ی جلو ایستادن و رأی گرفتن

۲.۳

شاگرد اول بی‌دردسر

در رشته‌ی ریاضی و فیزیک، اول شدن آسان بود.

مهندسی +۲

۲.۴

تیم فوتبال

در این سال‌ها عضو تیم فوتبال بودم.

سلامت +۲

۲.۵

مدرک زبان

در شانزده‌سالگی مدرک زبان انگلیسی‌ام را گرفتم.

شخصیت +۱

مهارتی که چند سال بعد به درآمد تبدیل شد

۲.۶

کنکور

جلو افتادن آسان باعث شده بود فکر کنم کنکور هم همین‌طور است. سه ماه آخر مدرسه تعطیل شد و نتیجه خیلی پایین‌تر از انتظارم آمد.

شخصیت −۲سلامت −۲

اولین شکست بزرگ، و درس اعتمادبه‌نفس بی‌پشتوانه · سال کنکور فقط درس بود و ورزش کنار رفت

۲.۷

اولین شغل

فردای کنکور تایپیست شدم و خاطرات صوتی رزمنده‌های جنگ را می‌نوشتم. اولین حقوقم بود، و اولین بار بود که زندگی آدم‌های دیگر را این‌قدر از نزدیک می‌شنیدم.

ثروت +۲شخصیت +۱

۲.۸

اصلاحیه

خانواده با همه‌ی سختی، هزینه‌ی یک جلسه مشاوره‌ی انتخاب رشته را دادند. روزهای آخر اصلاحیه آمد و الکترونیک هواپیمایی در دانشکده‌ی صنعت هواپیمایی کشوری قبول شدم، روزانه و در تهران. انگار دنیا را به من داده بودند.

مهندسی +۲شخصیت +۳

لول ۳

گرداننده

۱۹–۲۱ سالگی

همراه‌ها اکیپ دانشکده · استاد · تیم سهپاد

۳.۱

اکیپ

روز ثبت‌نام بعضی‌ها از دانشگاه گله داشتند و من از ته دل خوشحال بودم. خیلی زود با بچه‌های گروه یک اکیپ شدیم و ترم اول شد بهترین ترم عمرم.

شبکه +۵

۳.۲

گرداننده‌ی مافیا

در دبیرستان فقط تماشاگر بازی مافیا بودم. در دانشگاه گرداننده‌اش شدم، آن‌قدر خوب که استادهای ادبیات و زبان اجرایش را سر کلاس به من می‌سپردند.

مدیریت +۳شبکه +۲

گرداندن یک جمع و نگه داشتن توجهش

۳.۳

استاد

در آزمایشگاه با کسی آشنا شدیم که برق را عملی یادمان داد. با قطعات خودش پروژه می‌داد و از شخصیت و فلسفه و رشد فردی هم با ما حرف می‌زد. اولین کسی بود که واقعاً استاد صدایش کردم.

مهندسی +۴شخصیت +۳

۳.۴

کرونا

کرونا آمد و همه‌ی آنچه ساخته بودیم یک‌جا تعطیل شد. دوره‌ی سختی بود و درس برق هم آن‌طور که باید در ذهنم نماند.

شبکه −۲شخصیت −۳

۳.۵

استارتاپ سخت‌افزاری

یکی از هم‌دوره‌ای‌ها مرا به یک استارتاپ پهپاد کشاورزی برد. روز اول میز پاک می‌کردم و قطعه می‌خریدم و روز آخر پرنده را مونتاژ و برنامه‌ریزی می‌کردم. استارتاپ به نتیجه نرسید.

مهندسی +۵مدیریت +۲ثروت +۲

یک محصول واقعی را از نزدیک ساخت · تدارکات و خرید

۳.۶

پهپاد، از نزدیک

مدتی هم در یک شرکت پهپادی دیگر کار کردم. فهمیدم کار اصلی این بازار واردات است و ساختن پهپاد کشاورزی، همان که در ذهنم بود، جایی در آن ندارد.

مهندسی +۱شخصیت +۲

شناخت بازار · روشن شدن اینکه چه نمی‌خواهم

۳.۷

هوارو

سرپرست تیم دانشکده در رویداد ملی طراحی خودروی پرنده (هوارو) شدم. یک وسیله‌ی پرنده‌ی مسافربری طراحی کردیم و تا مرحله‌ی نهایی رویداد رفتیم.

مدیریت +۲مهندسی +۴شبکه +۱

۳.۸

کارگاه

با فراخوان استاد در یک ساختمان مستقر شدیم. پاور و شارژر تعمیر می‌کردیم و شاگردی تعمیر لپ‌تاپ را هم کردم.

مهندسی +۲ثروت +۲

۳.۹

دانشکده تا نه شب

ساختمان را از ما گرفتند و وسایل را به آزمایشگاه‌های دانشکده بردیم. هر روز نه صبح می‌آمدیم و نه شب می‌رفتیم. کم‌کم اداره‌ی سهپاد، مجموعه‌ی دانشجویی ساخت پروژه‌های الکترونیک که استاد بنا کرده بود، به دست ما افتاد.

مدیریت +۵شبکه +۳مهندسی +۴

۳.۱۰

کلاس‌های سهپاد

مسئول آموزش سهپاد شدم. دوره‌های پهپاد، الکترونیک و آردوینو، و چاپ و طراحی سه‌بعدی را طراحی و برگزار کردم و بیش از پنجاه دانشجو در آن‌ها بودند. کنارش تدریس خصوصی هم داشتم.

مدیریت +۳شبکه +۳مهندسی +۱ثروت +۱

یاد دادن، بهترین راه یاد گرفتن بود

۳.۱۱

ایرشو و پیکسل

از کاغذبازی‌ها و سیاست‌های دانشکده رد شدیم. به نمایندگی از سازمان هواپیمایی کشوری به ایرشوی کیش رفتیم، غرفه‌ی دانشکده را در نمایشگاه هوایی پیام گرداندیم، و پیکسل را راه انداختیم.

مدیریت +۴شبکه +۵ثروت +۱

لول ۴

سازنده

۲۱–۲۳ سالگی

همراه‌ها همان تیم خودمان، مشتری‌ها و تأمین‌کننده‌ها

۴.۱

تیم، تکیه‌گاه

درس در این دوره عقب افتاد. چیزی که سر پا نگهم داشت، تیم و کارهایمان بود.

شخصیت +۱

۴.۲

از قطعات اسقاط

اولین پرینترها را از قطعات دست‌دوم و اسقاطی ساختیم. پرینترهای از کار افتاده‌ی دیگران را تعمیر می‌کردیم، و با پول هر فروش، قطعه‌ی دستگاه بعدی را می‌خریدیم. کانال پیکسل به ۲۵۰۰ مخاطب واقعی رسید.

مهندسی +۳

۴.۳

کیسه‌ی فریزر

اولین سفارش را در کیسه‌ی فریزر تحویل دادیم، چون جعبه نداشتیم و قیمت کارتن کار را از صرفه می‌انداخت. سراغ یک استاد قدیمی طراحی بسته‌بندی رفتیم که کارگاهش خانه‌اش بود. اولین مذاکره‌ی کاری‌ام بود و دستم می‌لرزید.

مدیریت +۴شبکه +۱

۴.۴

کانجی کهکشانی

مشتری یک کانجی ژاپنی با رنگ کهکشانی اپوکسی می‌خواست و سفارش تأیید شده بود، بی‌آنکه کسی در تیم با اپوکسی کار کرده باشد. همان روز با مترو رفتم و ابزار و رنگ خریدم و رزین را با دست رویش کار کردم. مشتری عاشقش شد.

مهندسی +۲شخصیت +۳

قولی که داده شده بود، باید عملی می‌شد

۴.۵

تندیس

یک مجموعه‌ی صنعتی تندیس یکی از مدیران درگذشته‌اش را می‌خواست. آن روزها هوش مصنوعی هنوز این کار را نمی‌کرد، پس مدل را از روی عکس در Blender حجاری کردم. نتیجه یک سفارش بزرگ جعبه در اندازه‌های مختلف شد.

مهندسی +۲ثروت +۲مدیریت +۱

۴.۶

رکورد سرعت

می‌خواستم سرعت یک پرینت را کمی پایین بیاورم و یک رقم را اشتباه تایپ کردم. پرینتر با سرعتی کار کرد که باورمان نمی‌شد، و موتورها حتی داغ هم نکردند.

مهندسی +۲شخصیت +۲

۴.۷

کپی‌کارها

گروهی آمدند و گفتند فروشنده‌ی محصولات ما می‌شوند. دو روز بعد دیدیم پست‌های ما را با برند خودشان منتشر می‌کنند. اولین بار بود که باید همکاری‌ای را رودررو تمام می‌کردم.

مدیریت +۳شبکه −۱

۴.۸

قرارداد GE90

با دانشگاه قرارداد بستیم که شش ماکت آموزشی برش‌خورده از موتور GE90 بسازیم، با رنگ‌بندی جدا برای بخش‌های داغ و سرد. بزرگ‌ترین قرارداد آن دوره بود و در دو سه ماه تحویلش دادیم.

ثروت +۲مدیریت +۳مهندسی +۲

۴.۹

دروازه

لیسانس تمام شده بود و همه از درآمد ما خوشحال نبودند. یک روز دم در دانشکده جلویمان را گرفتند. پیش مدیریت رفتیم و گفتیم اگر راهمان ندهند، سفارش هم تحویل داده نمی‌شود. سفارش را تحویل دادیم و قرار شد بعدش از دانشکده برویم. دستگاه‌ها را از دست دادیم و تیم دیگر نتوانست یک‌جا جمع شود.

مدیریت +۳شخصیت +۱شبکه −۴ثروت −۲

اولین بار که محکم پای حقمان ایستادیم · از دست رفتن پایگاه تیم و دستگاه‌ها

۴.۱۰

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی تازه آمده بود. با آن پروژه‌های فنی سفارشی انجام می‌دادیم و در ۲۱ سالگی برای اولین بار همه‌ی خرجم را خودم درآوردم.

ثروت +۴مهندسی +۱

۴.۱۱

قهرمان شنا

زیاد شنا می‌کردم و به بقیه هم یاد می‌دادم. با تیم قهرمان شنای دانشکده شدیم و در انفرادی چهارم شدم.

سلامت +۷

۴.۱۲

مربی دوومیدانی

در همین سال‌ها با یک مربی شخصی دوومیدانی تمرین می‌کردم.

سلامت +۳

۴.۱۳

صندوق تیم

هر ماه مبلغی کنار می‌گذاشتیم تا بعدها با آن کاری راه بیندازیم.

ثروت +۲مدیریت +۲

۴.۱۴

مترو

یک هفته در مترو بالش فروختم.

مدیریت +۱شخصیت +۱

اولین فروش رودررو · کنار گذاشتن خجالت

۴.۱۵

هر رویدادی

در هر رویداد و مسابقه‌ی دانشجویی که بود شرکت کردیم، مثل مدرسه‌ی ملی افرا و رویداد رشد.

شبکه +۲مدیریت +۱مهندسی +۱

۴.۱۶

فلزیاب فرودگاهی

پروژه‌ی کارشناسی‌ام یک فلزیاب دستی برای فرودگاه بود. طراحی و ساختش را خودم انجام دادم و نمونه‌ی اولیه را با بدنه‌ی پرینت‌شده تست کردم.

مهندسی +۴

۴.۱۷

پروژه‌های خودرو

با کمک استاد با یک شرکت خودرویی مذاکره کردیم و دو پروژه گرفتیم. یکی جعبه‌سیاه خودرو برای تشخیص مقصر تصادف بود و دیگری معماری AUTOSAR. هر دو را امکان‌سنجی کردیم و به پیاده‌سازی اولیه رساندیم. سه سال طول کشید و درآمدش آن‌قدر بود که چیزی هم کنار بگذاریم.

مهندسی +۶ثروت +۴مدیریت +۴

لول ۵

از نو

۲۴–۲۵ سالگی

همراه‌ها تیم می‌رود · یک هم‌کلاسی دانشگاه تهران · متصا

۵.۱

شرکت پهپادی

در یک شرکت پهپادی مشغول شدیم و روی سیستم ضدبرخورد و بردهای فرستنده و گیرنده کار کردیم.

ثروت +۲مهندسی +۲

۵.۲

پارک پردیس

با ارائه‌ای که دادم، در پارک علم و فناوری پردیس پذیرش گرفتیم و واحد تحقیق و توسعه شدیم.

مدیریت +۲شبکه +۲

۵.۳

اینوتکس

در نمایشگاه اینوتکس غرفه داشتیم.

شبکه +۲

۵.۴

شاگرد استثنایی

زبان انگلیسی را به یک شاگرد کلاس سومی استثنایی درس می‌دادم. درآمد خوبی بود و کم‌کم پس‌اندازی جمع شد.

ثروت +۴شخصیت +۲

۵.۵

دوره‌ی اتوماسیون

یک دوره‌ی فشرده‌ی چهارجلسه‌ای ساخت ایجنت و اتوماسیون با n8n و Make را درون یک سازمان برگزار کردم.

مهندسی +۲شبکه +۲

۵.۶

دانشگاه تهران

کنکور ارشد مدیریت دادیم. یک روز دور هم نشسته بودیم و گفتیم همین اکیپ دانشگاه تهران قبول می‌شود. چند ماه بعد اسم یک ردیف از بچه‌های سهپاد بالای بنر دانشکده بود.

شخصیت +۳مدیریت +۲شبکه +۲

۵.۷

راه‌های جدا

فشار مالی بیشتر شد و تیم کم‌کم راهش را جدا کرد.

ثروت −۲شبکه −۵

۵.۸

جنگ دوازده‌روزه

با جنگ دوازده‌روزه همه‌چیز با هم متوقف شد. پروژه‌های خودرو پشتیبانی نشد، اندوخته‌ی تیم از دست رفت و کسب‌وکارها بسته شد.

ثروت −۸شبکه −۶

۵.۹

بورسیه‌ی ژاپن

برای بورس دولت ژاپن (مونبوکاگاکوشو) اقدام کرده بودم و پس‌اندازم صرف آماده کردن مدارک شده بود. جنگ آن برنامه را هم لغو کرد.

ثروت −۴شخصیت −۱

۵.۱۰

اعتماد شکسته

بعد از این سقوط دیگر نمی‌توانستم اعتماد کنم. آن‌همه از ساختار و اصول حرف زده بودیم و باز همه‌چیز فرو ریخته بود. این سؤال روی شخصیت و نگاهم سنگینی می‌کرد و عملاً شکسته بودم.

شخصیت −۵

۵.۱۱

فقط درس

تصمیم گرفتم مدتی فقط درس دانشگاه بخوانم. جواب داد. ذهنم از آن فضا فاصله گرفت و معدلم بالا رفت.

شخصیت +۱مدیریت +۲

یک پناه کوتاه که نتیجه هم داد

۵.۱۲

۲۵۶ رزومه

سخت‌ترین دوره‌ی زندگی‌ام شروع شد. نزدیک ۲۵۶ جا رزومه فرستادم و حتی یک دعوت به مصاحبه نگرفتم. دوره دیدم، رزومه را بازنویسی کردم و هر راهی را امتحان کردم.

شخصیت −۴ثروت −۲سلامت −۳

۵.۱۳

سنگین

در آن ماه‌ها وزنم خیلی بالا رفت. ماشین ندارم و همه‌جا را پیاده می‌روم، و همین عادت تنها ورزشی بود که آن روزها نگهش داشتم.

سلامت −۱

وزن بالا رفت · پیاده‌روی را رها نکرد

۵.۱۴

یک ماه دور از کف

یکی از استادهایم مرا به شرکتی معرفی کرد که در آن شریک بود. یک ماه داده‌های بازار مسکن را از اینترنت جمع کردم، در Power BI نمایش دادم و برای آن مجموعه برنامه‌ی بازاریابی نوشتم. کار تحویل شد، ولی شراکتشان به‌هم خورد و گرفتن حقوقم دردسر زیادی داشت. تلخ بود، ولی یک ماه مرا از کفی که در آن بودم بیرون آورد.

مهندسی +۳مدیریت +۱ثروت +۲شبکه +۱

اولین کار داده‌ای واقعی · یک ماه نفس کشیدن

۵.۱۵

یک تماس

یکی از هم‌کلاسی‌های دانشگاه تهران گفت سری به شرکتش بزنم تا درباره‌ی یک برد الکترونیکی حرف بزنیم. از همان جلسه استخدام شدم و کار با هوش مصنوعی را شروع کردم. هیچ کاری را رد نمی‌کردم، اصطلاحات برنامه‌نویسی را سریع یاد گرفتم و از صفر بالا آمدم.

مهندسی +۷ثروت +۶شخصیت +۴شبکه +۲

نقطه‌ی عطف. تبدیل شدن به مهندس هوش مصنوعی

۵.۱۶

اولین سایت سه‌بعدی

اولین سایت سه‌بعدی‌ام را برای مدیر همان شرکت ساختم. بعد چند سایت کوچک دیگر آمد و کم‌کم پروژه‌ی فریلنس هم گرفتیم.

مهندسی +۴ثروت +۱شبکه +۲

۵.۱۷

میدان بیست ایجنت

یک پروژه‌ی فریلنس الگوتریدینگ در بازار کریپتو آمد. یک ماه رویش کار کردم و میدانی ساختم که در آن بیست ایجنت هر روز روی داده‌ی زنده با هم رقابت می‌کردند. بیشترِ کار جنگ با بایاس‌ها بود، به‌خصوص بایاس بک‌تست که روی کاغذ سود نشان می‌دهد و در بازار واقعی می‌بازد. نتیجه‌ی مالی نداشت، ولی از نظر فنی یکی از سنگین‌ترین کارهایم بود.

مهندسی +۴

ارزش فنی، بدون خروجی مالی

۵.۱۸

جنگ دوم

یک پروژه‌ی اتوماسیون لینکدین از هند تأیید نهایی شده بود که جنگ دوم شروع شد و اینترنت قطع شد. این بار یاد گرفته بودم ضربه را کمتر به خودم راه بدهم.

ثروت −۳شخصیت +۴

ضرر مالی · ولی روحیه این بار نشکست

۵.۱۹

دویدن

دوباره شروع کردم، این بار با دویدن. حالا زیاد می‌دوم.

سلامت +۴شخصیت +۱

۵.۲۰

محک

در یک مسابقه‌ی دوومیدانی دانشجویی شرکت کردم. به جمع برترها نرسیدم، ولی فهمیدم کجای کارم.

سلامت +۲

۵.۲۱

پادکست

یک کانال پادکست شخصی در تلگرام دارم که چند نفری شنونده‌اش هستند.

شخصیت +۱شبکه +۱

جایی برای فکر کردن با صدای بلند

۵.۲۲

ارشد کارآفرینی

درس‌های ارشد کارآفرینی تمام شد و حالا روی مقاله و پایان‌نامه کار می‌کنم.

مدیریت +۳

۵.۲۳

متصا

از شرکت هم‌کلاسی‌ام جدا شدم و با متصا قرارداد پیمانکاری بستم.

مدیریت +۴مهندسی +۳ثروت +۹شبکه +۱

۵.۲۴

سینترا

این روزها سینترا را می‌سازم، یک لایه‌ی هوش بازار برای صندوق‌های سرمایه‌گذاری. هر روز داده‌ی بیش از ۳۵۰ صندوق را جمع می‌کند، آن‌ها را بر پایه‌ی ریسک و بازده رتبه می‌دهد و پیش از خروج پول هشدار می‌دهد. در بک‌تست، صندوق‌هایی که هشدار گرفتند دو برابر بیشتر با خروج سنگین روبه‌رو شدند. هنوز به درآمد نرسیده و آن را به چند مجموعه ارائه می‌دهیم.

مهندسی +۶مدیریت +۴

داده، تحلیل مالی و محصول در یک کار

ادامه دارد

لول ۶ در حال ساخت است

بقیه‌ی داستان را در رزومه ببینید، یا اگر کاری دارید که باید ساخته شود، پیام بدهید.